جواد درويش
حاجی بخشی عزیز! زمانه، دیگر زمانه تو نبود...
دوران آن صداهایی که وقتی بلند میشد، غرور و غیرت بچه بسیجیها را زنده میکرد، گذشته بود...
آن پیشانی بند و آن اسلحه و آن گامهای مصممت که وسط پایتخت، بوی خاکهای مقدس و عطر خونهای مطهر را به مشامها میرساند؛ و تمام مقدسات دنیای مدرن و هنجارهای جامعه مدنی را به سخره میگرفت، به خاطرهها سپرده شده بود...
برچسب ها : برای حاجی بخشی, جواد درويش, ,